وی ادامه می‌دهد: «17 ساله بودم و یک روز با بچه‌های مدرسه تصمیم گرفتیم شام بیرون برویم. از میان ما یکی از دوستان سیگار می‌کشید. وقتی سیگار را روشن کرد و به بچه‌ها تعارف کرد من از سر کنجکاوی یکی برداشتم. اولین پک مرا به سرفه انداخت اما پک‌های بعدی حس عجیبی به من داد. اصلاً بحث سرگیجه و اینها نیست. انگار بخشی از خلأ و کمبودهایم را پر کرد پس از آن شبی نبود که بدون مصرف یک نخ سیگار به خانه بروم.»
 برداشت دوم: نه گفتن را نیاموخته بودم
انگار دیگر برای برقراری ارتباط با دیگران بهانه‌ای داشتم؛ یک پاکت سیگار که با تعارف به دیگران وسیله شروع ارتباط و دوستی می‌شد ولی ماجرا به همین جا ختم نشد و همین دوستانی که به‌واسطه سیگار پیدا کرده بودم مرا به مخدر دعوت کردند.
او آه بلندی می‌کشد و ادامه می‌دهد: «راستش نمی‌دانم چرا وقتی با نخستین تعارف روبه‌رو شدم نتوانستم نه بگویم و خیلی زود قبول کردم و آن شب در باغ میوه یکی از دوستان برگ دیگری از زندگی‌ام رقم خورد. انگار نشئگی همان چیزی بود که سال‌ها برای ساکت کردن روحم نیاز داشتم. پس از آن شب همه فکر و ذکرم این شده بود که شب با بچه‌ها بساط کنیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم معتاد شوم. همیشه می‌گفتم که می‌توانم تفریحی مصرف کنم، اما هر چه سعی کردم نشد. وقتی به خودم آمدم که مواد مخدر در وجودم رسوخ کرده بود. دیگر خبری از آن جمع دوستانه هم نبود و باید برای تهیه جنس پول می‌دادم و من هم بیکار بودم ولی خماری، بیکاری نمی‌شناسد. فقط 5-6 ماه بود که معتاد شده بودم که شروع به سرقت پول و لوازم از منزل خودمان کردم و مدتی بعد پدرم متوجه موضوع شد. چندبار مرا در اتاق حبس کرد بلکه ترک کنم اما نمی‌شد. وسوسه مواد دیوانه‌ام می‌کرد و به هر دری می‌زدم تا آن را تهیه کنم.»
 برداشت سوم: ورود به زندان
10 سال با سرقت از مغازه‌ها و داخل اتومبیل‌ها زندگی می‌کردم و هزینه موادم را در می‌آوردم. بارها روش‌های مختلفی را برای ترک امتحان کردم اما نتیجه نداد، تا اینکه یک شب حین سرقت ضبط اتومبیل، دستگیر و راهی زندان شدم.
اصغر با بیان این مطلب می‌گوید: «برخلاف بسیاری از افراد، زندان برای من یک فرصت کم‌نظیر به وجود آورد. آنجا با گروهی آشنا شدم که از بیرون زندان برای کمک به زندانیان معتاد می‌آمدند. انجمن معتادان گمنام را آنجا شناختم. وقتی برای نخستین‌بار در جلساتشان شرکت کردم حیرت‌زده شدم؛ انگار هر کدام از آنها زندگی و تفکرشان شبیه من بود. همین موضوع مرا جذب کرد و چون پس از 12 سال مصرف خسته و درمانده شده بودم، پیام بهبودی آنها را گرفتم و قطع مصرف را از همان زندان شروع کردم.»
او با بیان این مطلب می‌گوید: «یک ماه بعد آزاد شدم. راستش همین که از زندان بیرون آمدم نخستین چیزی که به فکرم رسید لذت نشئگی و مواد مخدر بود ولی از بچه‌های NA یاد گرفته بودم که وقتی یاد لذت‌ها افتادم یاد ذلت‌هایش هم بیفتم و یادم افتاد که اجبار به مصرف مرا به چه روزی انداخت؛ دزدی، بی‌اعتباری، التماس به موادفروش، گریه و خماری و لرز و دیوانگی. بعد تصمیم گرفتم خودم را به یکی از جلسات معتادان گمنام برسانم و همین کار را انجام دادم. پرسان‌پرسان خودم را به جلسه‌ای در یکی از پارک‌ها رساندم. خوشامدگو مثل یک برادر واقعی مرا در آغوش گرفت و به داخل دعوت کرد. گرداننده فرصتی برای صحبت در اختیارم قرار داد و من ماجرای زندان، آزادی، وسوسه و حضور در جلسه را تعریف کردم و خواستم کمکم کنند که مثل آنها پاک بمانم. اگر هر جای دیگر از زندان و اعتیاد حرف می‌زدم طردم می‌کردند ولی آنها برایم دست زدند. گفتند که دردم را درک می‌کنند و امید دادند که روزهای خوش در پیش است.»
 برداشت چهارم: روزهای خوش
اکنون حدود 5 سال از آن روز می‌گذرد و به لطف خداوند و دوستان انجمن Na و انجام قدم‌های دوازده‌گانه این برنامه پاک مانده‌ام. اعتبار از دست رفته اما چیزهایی را به دست آورده‌ام که هیچ‌وقت فکر داشتنش را هم نمی‌کردم. شغل خوب، زن و فرزند و خانه‌ای کوچک و از همه مهمتر پاکی از مواد و آرامش روح. این آرامش همان چیزی است که در مواد مخدر دنبالش می‌گشتم ولی در انجمن معتادان گمنام پیدا کردم. جایی که نه پولی از من ‌طلب می‌کنند و نه دوستی‌هایش دروغین است. من نمی‌خواهم معتادی را نصیحت کنم فقط از معتادان و دوستان همدردم یک دعوت دارم: اگر از مصرف مواد خسته شده‌اید فقط یکبار در جلسه معتادان گمنام شرکت کنید.
 جلساتN A
انجمن معتادان گمنام (NA) تشکیلاتی غیر‌انتفاعی، بین‌المللی و برخاسته از بطن اجتماع است که با هدف بهبودی افراد مبتلا به بیماری اعتیاد، نخستین‌بار در ماه جولای سال 1953 و در جنوب کالیفرنیا برپا شد. با توجه به نیاز و عطش فراوان برای قطع مصرف مواد مخدر و حفظ پاکی، NA به سرعت در تمامی جوامع گسترش یافت. اعضای انجمن معتادان گمنام چگونگی زندگی بدون مصرف مواد مخدر را از یکدیگر یاد گرفته و عوارض و نابسامانی‌هایی که در اثر اعتیاد در زندگیشان به وجود آمده را بهبود بخشیدند. این انجمن باور «تنها راه ترک اعتیاد مرگ است» را تغییر داد و بسیاری از معتادانی که خودشان هم امیدی به بهبودی نداشتند با حضور در این انجمن جان دوباره‌ای یافتند. در حال ‌حاضر در همه نقاط کشور همه‌روزه جلساتی برگزار می‌کنند و شما می‌توانید از طریق مراجعه به سایت www.nairan.org یا تماس با تلفن گویای 88140012 اطلاعات بیشتری درباره این انجمن و آدرس جلسات آن به دست آورید.

/ 1 نظر / 29 بازدید
hassan

با سلام خدمت مدیر این رسانه بنده چند ماهی هست که یه سایت عاشقونه کوچیک راه اندازی کردم اگه پایه تبادل لینک هستید ما را با نام (( بدو بوسه دات کام )) لینک کنید و بهمون بگید با چه اسمی شما را لینک کنیم با تشکر www.bo2bo3.com