متهم به قتل در دادگاه کیفری استان:

«به من حمله کرد، او را کشتم»

جوان متهم به قتل در دادگاه کیفری استان با اعتراف به قتل گفت: مقتول با تبر به من حمله کرد و من هم با چاقو او را کشتم.

 


 

به گزارش خبرنگار حوادث همدان‌پیام از دادگاه کیفری استان همدان در جلسه‌ای که به ریاست قاضی شریفی و مستشاری، قاضی وثیقی، پورمهدی و رمضانی برگزار شد، جوان 24 ساله‌ای به نام جواد به اتهام قتل محاکمه گردید.

در ابتدای جلسه که با حضور نماینده دادستان، متهم، وکیل قانونی او و یکی از اولیای دم مقتول (پدر) برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست برای متهم به جرم قتل مرحوم علیرضا ـ ف تقاضای اشد مجازات (قصاص) کرد.

در ادامه ریاست دادگاه ضمن تفهیم اتهام مبنی شرب خمر و قتل عمد علیرضا از وی خواست ماجرا را برای دادگاه شرح دهد.

متهم با قبول اتهامات وارده درباره جزئیات ماجرا گفت: در 3 سال پیش مقتول و دو نفر دیگر مرا در جریان یک درگیری به شدت مجروح کرده بودند که به همین علت دادگاه او را به 5 سال حبس و پرداخت دیه محکوم کرده بود. در چند روز قبل از حادثه یکی از دوستانم به نام مصطفی که با مقتول نیز در ارتباط بود به من گفت که علیرضا از زندان مرخصی گرفته است و می‌خواهد تو برای فراموش کردن اختلافات گذشته به منزلشان بروی. روز حادثه من و مصطفی به منزل مقتول رفتیم که در آنجا به جز علیرضا چند نفر از دوستانش هم بودند. در آنجا من مشروب خوردم و چند نفری هم موادمخدر مصرف کردند. من یک لحظه شمشیری را که همراهم بود برای ترساندن مقتول روی گردن او گذاشتم و دوباره پایین آوردم. بعد از حدود یک ساعت همگی از منزل مقتول خارج شدیم و  ساعتی در سطح شهر چرخیدیم. بعد از آن در حوالی تپه حاج‌عنایت دوستانمان از ما جدا شدند و من و مقتول تنها ماندیم که از آنجا به باغی در اطراف شهرک بهشتی رفتیم و در آنجا یکی از دوستان علیرضا برای من مشروب آورد و مقتول هم موادمخدر مصرف کرد.

در حالی که تعادل روحی هر دوی ما به خاطر مصرف موادمخدر و مشروب به هم خورده بود، مقتول مدام به من اصرار می‌کرد که باید از شکایت صرف‌نظر کنی تا من از زندان آزاد شوم و چون من با خواسته او مخالفت کردم بین ما مشاجره شدید لفظی پیش آمد.

گفتگو با متهم در پایان دادگاه

حین مشاجره، مقتول ناگهان با تبر به من حمله کرد که ضربه اول او به ساعد دستم برخورد کرد. من هم با چاقویی که متعلق به خود وی و روی زمین افتاده بود، چند ضربه به او وارد کردم.

 از متهم سؤال شد با توجه به اینکه اختلافاتی با وی داشتید و همراه خود شمشیر برده بودید آیا قصد قبلی برای کشتن مقتول داشتید؟

متهم پاسخ داد: من و مقتول به قصد درگیری و آسیب رساندن به هم به محل حادثه نرفته بودیم. شمشیر را هم برای این همراه خودم برداشته بودم که چند روز قبل به هواخواهی از دوستم مصطفی با چند نفر درگیر شده بودم و احتمال می‌دادم آن افراد بخواهند با من درگیر شوند.

متهم در ادامه می‌گوید: البته واقعیت این است که من از مقتول بدم می‌آمد و می‌خواستم یک روز از او و دو نفر دیگر که مرا زده بودند انتقام بگیرم، البته نه با کشتن آنها، بلکه می‌خواستم مشابه همان آسیبی را که به من وارد کرده بودند به آنها بزنم. روز حادثه هم البته اصرارهای مقتول برای انصراف من از شکایت، باعث تشدید این حالت شد و در نهایت مرگ علیرضا را به دست من رقم زد.

از متهم سؤال می‌شود آیا دلیلی برای اثبات ادعای خود مبنی بر حمله متهم به خود دارید؟ آلت قتاله تبر و چاقو را چه کار کردید؟

متهم می‌گوید: دلیلی ندارم، تبر و چاقو را هم در یکی از باغ‌های اطراف انداختم و بعد محل حادثه را ترک کرده و به شهرستان قروه رفتم و تا زمان حضور در آگاهی در آنجا بودم.

در ادامه وکیل مدافع متهم با تقدیم لایحه دفاعیه به محضر دادگاه اظهار داشت: مقتول و متهم با توجه به مصرف مشروبات الکلی و موادمخدر تسلطی بر اعمال خود نداشته‌اند و با توجه به اظهارات جواد مبنی بر اینکه ابتدا مقتول با تبر به او حمله کرده است برای وی تقاضای برائت از اتهام قتل عمد را دارم.

در پایان جلسه رئیس دادگاه با تفهیم مجدد اتهام دایر بر قتل عمد و شرب خمر از متهم می‌خواهد آخرین دفاع خود را بیان کند که متهم با قبول هر دو اتهام اظهار می‌دارد که حرف دیگری برای گفتن ندارد.

پس از اخذ آخرین دفاع متهم، ریاست دادگاه ختم جلسه را اعلام و عنوان کرد: ظرف چند روز آینده رأی دادگاه در مورد این پرونده صادر و ضمن ابلاغ برای تأیید به دیوانعالی کشور ارسال می‌شود.

 

 

شایان ذکر است که ماجرای این جنایت از حدود سه سال پیش و با نزاع سختی که بین جواد (متهم به قتل) و علیرضا (مقتول) در گرفت آغاز شد. در این درگیری خونین جواد با ضربات متعدد چاقو به شدت مجروح شد و علیرضا به اتهام ضرب و جرح وی به 5 سال حبس و پرداخت 11 میلیون تومان دیه محکوم شد و این آغاز حرکت آنان در بیراهه‌ای بود که به مرگ علیرضا و قصاص احتمالی جواد منجر شد.

بر اساس محتویات پرونده در زمان وقوع جنایت، علیرضا با اخذ مرخصی از زندان قصد داشت با میانجیگری یک دوست مشترک، جواد را به انصراف از شکایتش ترغیب کند و جواد هم ... .

روز حادثه جواد همراه مصطفی برای رفع کدورت به منزل علیرضا می‌روند که به غیر از مقتول چند نفری از دوستان او هم در آنجا حضور دارند.

در آغاز مشروب و موادمخدر مصرف می‌کنند و سپس از منزل خارج می‌شوند و بعد از اینکه گشتی در سطح شهر می‌زنند و در حالی که دوستانشان آنان را تنها گذاشتند به باغی در حاشیه شهر اطراف شهرک بهشتی می‌روند در آنجا باز هم موادمخدر و مشروبات الکلی(که البته به ادعای متهم او فقط مشروب مصرف کرده است) مصرف می‌کنند. آن طور که متهم می‌گوید مقتول ابتدا به حالت درخواست و سپس به حالت تهدید از او می‌خواهد از شکایتش صرف‌نظر کند و او نمی‌پذیرد. سپس مشاجره‌ای در می‌گیرد و علیرضا با ضربات چاقو کشته می‌شود و جواد بعد از فرار سه روزه‌اش خود را به آگاهی معرفی و به جنایت اعتراف می‌کند. محل اختفای جسد را به مأموران نشان می‌دهد و حالا در پایان جلسه دادگاه باید منتظر حکم دادگاه باشد، حکمی که با توجه به تقاضای اولیای دم برای قصاص و مستندات موجود در پرونده، احتمالاً اعدام است.

بدیهی است که چنین شرایطی به هیچ عنوان برای گفتگو با متهم مناسب نیست اما پیگیری‌ها باعث می‌شود متهم در پایان جلسه دادگاه به گفتگویی کوتاه با خبرنگار حوادث همدان‌پیام بپردازد.

 جواد می‌گوید: همه حرف‌ها را در بازپرسی و دادگاه گفته‌ام حرف تازه‌ای برای گفتن نمانده که اینجا بخواهم بگویم اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاده و من مقصر بودن خود را در این ماجرا پذیرفته‌ام.

وی درباره علت درگیری‌اش با مقتول می‌گوید: لات‌بازی، قدرت‌نمایی و اصطلاحاً جاهل‌بازی، بلای جان جوانان و نوجوانان شده است. خیلی از افراد به جای شهرت به مسائل مثبت و ارزشمند به دنبال به دست آوردن اسم و رسم در این زمینه‌ها هستند. من و مقتول هم از این گروه بودیم. من 2 مورد سابقه دعوا و زد و خورد داشتم و گزینه مناسبی بودم برای اینکه کسی با زدن من برای خودش اسم و رسمی دست و پا کند مخصوصاً آن وقت که تازه ازدواج کرده بودم و تصمیم گرفته بودم از آن مسائل فاصله بگیرم.

 متهم به قتل در پایان می‌گوید: پدر و مادرها در وقوع این حوادث ناخوشایند نقش اصلی را دارند. هم پدر و مادر من و هم والدین مقتول اگر برای تربیت ما زمان کافی و روش مناسبی را به کار می‌گرفتند و اگر نظارت کافی بر رفتار ما داشتند، الان هم علیرضا زنده بود و هم من در انتظار قصاص نبودم.

 



تاريخ : ۱۳۸٩/۳/۱٠ | ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ا.عقیلی ا | نظرات ()
------------------------------------------------------------------------------------------
  • پاپو مارکت | بک لینک
  • کد اخبار



    استخدام