یک مدرس دانشگاه:
دستگیری آتش‌نشانان قدم‌های آنان را سست می‌کند
تصاویر زنی که برای فرار از آتش، آویزان شدن از پنجره را تاب نمی‌آورد و نقش پیاده رو می‌شود، این روزها دست به دست می‌چرخد. هرچند این تصاویر احساسات ایرانی‌ها را جریحه‌دار کرده است اما برخی کارشناسان به دلیل استاندارد نبودن واحدهای تولیدی و صنفی، نه تنها وقوع چنین حوادثی را دور از ذهن نمی‌دانند بلکه پیش از این، حوادثی اینچنینی را پیش‌بینی نیز کرده‌اند. حمید عرب‌زاده، کارشناس بررسی علل حریق و حوادث که چند سالی است با سمت مدیر پیشگیری و بررسی علل حریق و حوادث از سازمان آتش‌نشانی تهران بازنشسته شده یکی از این افراد است. او که چند سالی است بررسی علل حریق و حوادث و اصول پیشگیری و مبانی حریق را در دانشگاه علمی کاربردی آتش‌نشانی تدریس می‌کند، بیش از آنکه مثل بسیاری دیگر انگشت اتهامش را به سوی نردبان باز نشده آتش‌نشانی نشانه رود معتقد است که باید موضوع را از شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران پیگیری کرد. به گفته او «با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت می‌توان میزان تلفات ناشی از آتش سوزی و سایر حوادث را کاهشی چشمگیر داد.» او راه‌حل نهایی را ساماندهی مشاغل در مناطق مشخص با استفاده از دستورالعمل‌های تعیین شده می‌داند.
فقط وظیفه آتش‌نشانی است که بر ایمنی و امنیت اماکن شهری نظارت کند؟
در تمام دنیا آتش‌نشانی، بیمه، شورای شهر و شهرداری با هم همکاری نزدیک و تنگاتنگ دارند چون به هر صورت که بتوان جلوی خسارت را گرفت به نفع اقتصاد شهر و به دنبال آن به نفع اقتصاد جامع کشور است. از طرف دیگر جلوگیری از وقوع حوادث، به نفع شرکت‌های بیمه هم هست چون آنها خسارت کمی پرداخت می‌کنند یا با واقع نشدن این حوادث اصلا خسارت پرداخت نمی‌کنند. بنابراین به نفع همه است. در حال حاضر آتش‌نشانان از اماکن بازدید می‌کنند و در صورت تشخیص، به آنها درباره ایمنی ساختمان تذکر می‌دهند.


برخی مسوولان می‌گویند خلأ قانونی در این زمینه وجود دارد و این تذکرها ضمانت اجرا ندارد.خلأ قانونی برای ساختمان‌های پنج طبقه به بالا نداریم. در سال 1370 طرح جامع ایمن‌سازی تهران بزرگ را تدوین کردیم. ما قبل از سال 70 در کشور قانونی برای ایمنی نداشتیم. آن را در چهار فاز کاری انجام دادیم. فاز اول شناسایی اماکن بود، فاز دوم مربوط به حضور مستقیم کارشناس‌ها و بازدید ایمنی می‌شد و فاز سوم به صدور دستورالعمل ایمنی منطبق با قوانین اختصاص داشت. در فاز چهارم نیز باید مجوز ایمنی برای هر کدام از این اماکن صادر می‌شد. در فاز نخست که تا سال 74 طول کشید برای 500 هزار واحد شناسنامه ایمنی صادر شد. تا قبل از آن مثلا نمی‌دانستیم که چند پمپ بنزین یا مرکز تجاری در شهر داریم و مهمتر از آن اینکه وضعیت ایمنی آنها چگونه است؟ شهرداری در این زمینه همکاری بسیار خوبی داشت. طبق آمارهایی که به دست آمد پس از این اقدام تا 55 درصد میزان رخداد حریق در تهران پایین آمد. بعد از شناسایی این واحدها، توانستیم برای حدود 60 هزار واحد مجوز ایمنی صادر کنیم. امروز همین طرح است که به عنوان طرح ملی مصوب شده و در سطح کشور اجرا می‌شود و همه آتش‌نشانان استفاده می‌کنند. در این طرح اماکن دسته‌بندی می‌شدند و هر دسته دستور‌العمل مخصوص به خود را داشت. مثلا اماکن تجاری، مسکونی، اداری- حرفه‌یی، صنعتی، مخاطره‌آمیز و...
ساختمان‌هایی که قرار است ساخته شوند هم مشمول این قوانین هستند؟
این واحدها باید برای اخذ مجوز ایمنی تجهیزات لازم را دارا بودند از جمله پله فرار و شرایط فیزیکی و محیطی مناسب داشتند که تجهیزات سبک و سنگین آتش‌نشانی بتواند در آنجا مستقر شود. این مورد پلان معماری آنها و ایمن بودن سازه را نیز در بر می‌گرفت و اگر تمام اینها استاندارد بود، مجوز ساخت می‌گرفت و در پایان مرحله ساخت تا چک نمی‌شد، پایان کار به ساختمان داده نمی‌شد.
اگر ساختمان‌هایی کمتر از پنج طبقه باشند چطور؟
همه اینها در ساختمان‌های بالای پنج طبقه به بالا انجام می‌شود اما متاسفانه در بحث ساختمان‌های نوساز هم آن حساسیتی که در گذشته وجود داشت دیگر در هنگام پایان کار وجود ندارد و این توجه ضعیف شده است. باید تیم‌های قوی کارشناسی در فازبندی مناسب و زمان‌بندی مناسب این موضوع را تحت کنترل داشته باشند. در گذشته این موضوع را به صورتی طراحی کرده بودیم که حتی مجوزی که صادر می‌کردیم یک سال بیشتر اعتبار نداشت. اگر بازدید و ناایمن تشخیص داده می‌شد، مجوزش باطل می‌‌شد.
به نظر می‌رسد مشاغل پرخطر که از مواد آتش‌زا استفاده می‌کنند باید تحت نظارت بیشتری باشند. در این باره آتش‌نشانی چه باید بکند؟
البته همین طور است. اما فقط آتش‌نشانی نمی‌تواند این موضوع را به سرانجام برساند. مشاغلی که در شهر فعالیت می‌کنند باید ساماندهی شوند. پراکندگی مشاغل یکی از مشکلات بزرگ کلانشهر تهران است. مثلا در بازار بزرگ تهران در گذشته مراکز پرخطر شناسایی شد چون در کوچه پس کوچه‌های بازار بزرگ چاپ سیلک انجام می‌شد و بنزین و مواد سریع‌الاشتعال مورد استفاده قرار می‌گرفت. آن موقع کارگاه‌ها را از بازار خارج کردیم و تا 98 درصد ضریب ایمنی در بازار بالا رفت و آمار حریق افت محسوسی پیدا کرد. درباره تولیدی‌ها هم وضع به همین منوال است. باید شرکت ساماندهی مشاغل شهرداری بر این موضوع متمرکز شود. ساختمان تولیدی باید ویژگی‌هایی داشته باشد. بر اساس استانداردها نمی‌تواند در طبقه پنجم باشد اما در این حادثه می‌بینیم که این تولیدی در طبقه پنجم فعال بود. گذشته از آن تولیدی پوشاک در میان مشاغل پرخطر دسته‌بندی می‌شود. در گذشته در حال ساماندهی این مشاغل بودیم که متاسفانه نیمه‌کاره ماند. این مشاغل باید در کلاف مرکزی شهر شناسایی و به بیرون شهر انتقال داده شوند. شهرداری باید برای آنها جای مشخصی را در نظر بگیرد و همه آنها را به آنجا منتقل کند. این سیستم در گذشته هم در شهرسازی ایرانی حاکم بوده است. مثلا در دوره قاجار می‌بینیم که راسته‌های بازار مشاغل همسان را در خود جای داده‌اند و هر راسته با توجه به نیاز همان شغل طراحی شده اما در پروسه رشد شهری، این مسائل نادیده گرفته شده است.
اما صاحبان مشاغل معمولا دربرابر این طرح‌ها مقاومت می‌کنند.
تغییر همیشه سخت است. باید علاوه بر ساختن مکان مناسب و تحویل آن به این افراد برای صاحبان این مشاغل ایجاد انگیزه کرد. درست مثل این می‌ماند که برای آنکه مردم را مداوا کنید اول واکسن مجانی توزیع کنید. خسارتی که ساماندهی نشدن وارد می‌کند بسیار بیشتر است. مثلا در نظر بگیرید در حال حاضر هم جان دو انسان از دست رفته و هم احساسات مردم جریحه‌دار شده است. در گذشته هم وضع به همین منوال بوده است مثلا ترمینال‌ها را مگر به آسانی و بدون برنامه‌ریزی منتقل کردند؟ یا ممنوعیت وارد شدن کامیون‌ها به شهر تهران مگر به آسانی اجرا شد؟اما امروز اجرا شده و همه آن را پذیرفته‌اند. برای این کار باید یک نشست کارشناسی برگزار و از افراد باتجربه استفاده شود. در این زمینه افرادی هستند که می‌توانند با استفاده از تخصص خود کمک کنند. همین الان اگر به کوچه مروی یا گود عرب‌ها بروید می‌بینید که مواد شیمیایی در آنجا وجود دارد که اگر نشت کند نه تنها اهالی منطقه و مرکز تهران بلکه با وزش باد تمامی شرق تهران را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
راهکارهایی که می‌توان با استفاده از آنها تهران را نجات داد، کدامند؟
راهکارها باید در دو بخش کوتاه‌مدت و بلندمدت سازماندهی شود. در بخش کوتاه‌مدت هم راه‌هایی وجود دارد مثلا در دوره مسوولیتم در آتش‌نشانی در خیابان بهار که تولیدی‌هایی وجود دارد فصولی که به واسطه پیک کاری و عدم رعایت اصول ایمنی در این منطقه آتش‌سوزی‌ها شدت می‌گرفت، گروه ویژه‌یی را تشکیل داده بودیم که به بازدید از این منطقه می‌پرداخت و همین حضور آتش‌نشان‌ها و علم صاحبان مشاغل به حضور وقت و بی‌وقت آنها سبب می‌شد تا اصول ایمنی رعایت شود و حوادث کاهش یابد. این امر هر چند مشکلات را درمان نمی‌کرد اما مثل یک مسکن عمل می‌کرد.
گفته می‌شود کاربری ساختمانی که حریق در آن رخ داده مسکونی است. از این دست تولیدی‌ها در تهران کم نداریم. تا زمانی که آنها انتقال دهند چه راهکاری پیشنهاد می‌دهید. یک تیم ویژه که نمی‌تواند به همه تولیدی‌ها سرکشی کند.
در چنین مواردی که تولیدی در طبقه پنجم فعالیت می‌کند باید از ساماندهی مشاغل شهرداری پرسید که دارد چه کار می‌کند؟ مگر می‌شود تولیدی پوشاک در ساختمانی واقع شده باشد که پله فرار و سیستم اطفای حریق اتوماتیک نداشته باشد؟ اگر این تولیدی سیستم اطفای حریق داشت در همان یک دقیقه اول آتش خاموش می‌شد. گمان نکنید هزینه آنچنانی دارد. با هزینه کردن بخشی از سود خود در یک سال می‌توانند تا سال‌ها با آرامش کار کنند. اما متاسفانه مالکان نمی‌خواهند هزینه کنند و کسی هم آنها را به این امر ملزم نمی‌کند.
حتما خبر دستگیری دو تن از آتش‌نشانان را که در عملیات اطفای حریق خیابان جمهوری دخیل بوده‌اند، شنیده‌اید. نظرتان در این باره چیست؟
دستگیری آتش‌نشانان قدم‌های آتش‌نشانان دیگر را سست می‌کند. آتش‌نشان می‌گوید برای چه خودم را به آب و آتش بزنم؟ اگر بروید آتش‌نشانان اروپایی را ببینید فرق آتش‌نشان ایرانی را درک می‌کنید. آنها دور می‌ایستند و فقط آب می‌ریزند. کجا سراغ دارید آتش‌نشانی برای نجات دیگران جان خودش را از دست بدهد؟ این به روحیه ایثارگری ایرانی‌ها بازمی‌گردد. در تاریخ 70‌ساله آتش‌نشانی بازداشت آتش‌نشان به خاطر عمل نکردن دستگاه بی‌سابقه بوده است.
فکر می‌کنید یک آتش‌نشان بعد از بازنشستگی چقدر عمر می‌کند؟ این کار استرس دارد که میانگین‌ها و آمارها نشان می‌دهد نهایتا 10 سال پس از بازنشستگی، یک آتش‌نشان عمر می‌کند. این در حالی است که آتش‌نشان‌ها در تهران به جای 168 ساعت کار مجبورند به اندازه 240 ساعت کار کنند و این اضافه کاری اجباری است. اما با این همه این شغل جزو مشاغل سخت و پرخطر محسوب نمی‌شود و مزایای آن هم به آتش‌نشانان تعلق نمی‌گیرد. اما آتش‌نشانان جان خود را به خطر می‌اندازند تا مردم را نجات دهند. این یک امر خداپسندانه است. به هیچ عنوان فردی که روی یک دستگاه یا یک وسیله کار می‌کند برای درست عمل نکردن آن مقصر نیست. این سیستم‌ها الکترومکانیک و پلو ماتیک هستند هرچند سیستم دستی هم دارند اما ممکن است وقتی از نظر الکترونیکی کار نکند، از طریق دستی نیز کار نکند. سیستم دستی همزمان تاخیری دارد و گذشته از آن این سیستم‌ها عمر مفیدی دارند که یا باید کنار گذاشته شوند یا اینکه قطعات آنها عوض شود. فرد در این باره مقصر نیست. هیچ‌وقت راننده یک خودروی سواری را برای اینکه باطری ماشینش عمل نمی‌کند مجازات نمی‌کنند.
سازمان آتش‌نشانی هم تا به حال همین را اعلام کرده است اما از طرفی برخی مردم هم از آتش‌نشانی انتقاد دارند.
از یک طرف آتش‌نشان مقصر نیست مثل این می‌ماند که به فردی بیل و کلنگ بدهند و انتظار داشته باشند مثل بولدوزر زمین را حفر کند. از طرف دیگر باید پرسید که چرا در کلانشهر تهران باید دو یا سه تا نردبان داشته باشیم اگر چند عملیات همزمان پیش بیاید چه باید بکنند؟
صاحب تولیدی که حریق در آن اتفاق افتاده معتقد است که هیچ‌کس به آنها در لحظاتی که گرفتار شعله‌های آتش و دود بوده‌اند اطمینان نداده که آنها را نجات می‌دهد. حتی می‌گوید که اگر کسی با یک بلندگو اعلام می‌کرد نجات‌تان می‌دهیم؛ آن دو کارگر زن از پنجره آویزان نمی‌شدند.

فرماندهی عملیات باید آرایش‌گیری نیروها و چگونگی عملکرد نیروهای زیرمجموعه را مدیریت کند. تمام وسایل آتش‌نشانی مجهز به بلندگوست و آتش‌نشان‌ها باید با بلندگو آرامش را به گرفتاران در آتش بازگردانند. موردی شبیه به این در گذشته رخ داده بود در ساختمان مهستان در شهرک غرب که در ساختمانی 17 طبقه آتش‌سوزی شده بود و مردم می‌خواستند خودشان را از بالا به پایین پرتاب کنند اما شخصا به همراه افراد دیگری دور ساختمان می‌چرخیدیم و با بلندگو اعلام می‌کردیم که آرامش‌تان را حفظ کنید. زیر درها را با ملحفه سفید ببندید و پنجره‌ها را باز بگذارید. خوشبختانه آن حادثه با تلاش آتش‌نشانان تلفات جانی نداشت. یکی از عواملی که به فرماندهی گروه باز می‌گردد همین است. فرمانده باید همه هیجانات و اضطراب‌ها را تا حد امکان مدیریت کند. اما این موضوع را در نظر داشته باشید که آموزش برای تصمیم‌گیری در مواقع بحران کاری است که در کشور مغفول مانده است. اقداماتی برای زلزله انجام شده است اما برای آتش‌سوزی تقریبا کاری انجام نشده است. در کشورهای دیگر برای آموزش به‌طور ناگهانی زنگ حریق را به‌طور مصنوعی به صدا در می‌آورند تا مردم یاد بگیرند در مواقع آتش‌سوزی چه باید بکنند.
علاوه بر موضوع نردبانی که باز نشده سوالی درباره استفاده نکردن از تشک نجات در ذهن مردم ایجاد شده است.
تشک‌ها سایز بزرگی دارند و به احتمال زیاد در این بخش جا نمی‌شده است. چون کاربری آن ساختمان برای تولیدی نبوده است. اگر این ساختمان پله فرار داشت هیچ نیازی به نردبان نبود. بزرگ‌ترین نردبان دنیا هم بیشتر از 13 طبقه را نمی‌تواند پوشش دهد و این مساله نشان می‌دهد اصل بر وجود پله فرار است.



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٦ | ٦:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ا.عقیلی ا | نظرات ()
------------------------------------------------------------------------------------------
  • پاپو مارکت | بک لینک
  • کد اخبار



    استخدام